مهدی (عج) به نامه ام که نگاه کرد باز اشکش درومد :

ای بابا ! اینکه باز خراب کرد ،

دوباره معصیت کرد ،

ای داد بیداد ! همین هفته ی پیش گفت آخرین باره اما بازم . . .

خدا به حق من مهدی این شیعه رو سیاهم رو ببخش !

گناهتو کرده گول شیطون و نفسش رو خورده ، درست

اما خدایا من ضامنش میشم ببخشش !

این شیعه ما اگه از دستتمون بره از همینی که هستم هم تنها تر میشم !

یه فرشته ای میگه ولی اینکه سرباره !

امام بغض کرد شاید یه روزی سرباز شد . . .

خدا ببخش منو که اشک امام زمانم رو در اوردم ، ببخش !

همه ی سعی ام رو می کنم که سرباز شم . . .