تبلیغات
شرهانی | دلنوشته هام! - چفیه و چادر
1391/12/13  15:44
نوع مطلب: () توسط: َAmir

آنان چفیه داشتند... من چادر دارم....

من چادر می پوشم، چادر مثل چفیه محافظ من است...اما چادر از چفیه بهتر است....

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم...

آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود...من چادر می پوشم

تا از نفس های آلوده دور بمانم...

آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند...من چادر

می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم...

آنان چفیه را سجاده می کردند و به خدا می رسیدند ...من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا

برسم...

آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند ...من وقتی چادر ی می بینم یاد زخم پهلوی مادرم

می افتم...

آنان با چفیه گریه های خود را می پوشاندند... من در مجلس روضه با چادر صورتم را

می پوشانم و اشک هایم را به چادرم هدیه می دهم...

آنان با چفیه زندگی می کردند... من بدون چادرم نمی توانم زندگی کنم...

آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند... من چادرسیاهم را محکم می پوشم

تا امانتدار خوبی برای آنان باشم...


نظرات()   
   
پرشین بکس
1391/12/14 14:23
وبلاگ خوبی داری اولین مسابقه وبلاگ نویسان پرشین بکس شروع شد. اگر دوست داری وبلاگت رو به همه معرفی کنی میتونی یه سر به تالار بزنی تا در مسابقه شرکت کنی : ادرس http://forum.persianbax.ir/thread14708.html
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.